.............

یه نفر تو توییتر یه جمله درباره ی نویسندگی به سبک جدید نوشته بود ؛ اون مراحل رو اینطوری توصیف کرده بود : اول برنامه ی ورد رو باز میکنی و چند خط مینویسی بعد میگی اوف پسر عجب جمله ی خفنی نوشتم. پس توییترو باز میکنی و اون نوشته ی وزینتو توییت میکنی ، در مرحله ی بعد خیلی شیک دو سه ساعت توییتر گردی میکنی ...

و خب به این ترتیب اصلا نوشته رو به پایان نمیرسونی! البته این فقط شامل یه معتاد به توییتر نمیشه . تقریبا فضای جدید جوریه که نوشته های بلند رو بی ارزش جلوه میده . تقریبا توی همه ی شبکه های اجتماعی دم دستی ، تو کپشنای سرسریه اینستا ، توی کانالای تلگرام ، فیسبوک و سایت های مختلف سرگرمی و ادبی ، میشه نوشته های مختلف کوتاه و بلند ادبی به هر زبونی ، رو تهیه کرد. 

مطالعه،  معنای قدیمی خودش رو از دست داده و خب نویسندگی هم مثل قبل نیست . زمانی که چالش مخاطب پیش میاد ، کمتر نویسنده ای با مخاطبای محدود فعلی و فضای فعلی کنار میاد . اون مشتاقه که خونده بشه ، نقد بشه و بهش توجه بشه وگرنه همه ی اون حرف هایی که ساعت ها پردازش شدن و به تحریر در اومدن رو از بر بوده . 

این وضعیت جدید مطالعه ، بازخورد هایی هم از طرف نویسنده ها داشته . رمان های عجیب و غریبی که دهن کجی به این وضعیت هستن . مثل رمان های تصویری یا 5000 صفحه نوشته ی محض و پوچ!

بازار کتاب اشباع نشده ، حقیقت اینه که ممکنه افراد ، دیگه به این مطالب احساس نیاز نداشته باشن(احساس) یا دیگه هیچ نوشته ای به وجدشون نیاره . مثل یک اختراع که به مرور ارزش و استفاده ی خودش رو از دست داده . به طور مثال رادیو! 

 

 

/ 0 نظر / 13 بازدید