رابطه ی فلسفیدن و نقاشی | گشتالت

رابطه ی فلسفیدن و نقاشی | بخش دوم 

گشتالت 

چند روز پیش یکی از دوستان هنرستانی ، پیامی ارسال کرد. با این موضوع که پروژه ای برای تصویر گری های مرتبط و موضوعی دارن و به عبارتی باید یک آلبوم تحویل بدن. 

تصویر گری کتاب ها و پروژه هایی از این قبیل ، حتی درست کردن یک نمایشگاه نقاشی با موضوعی خاص ، نیاز به پردازش و تحقیق زیادی داره . 

زمانی هست که شما ، شناخت کافی از موضوع مورد نظر رو دارید . تمام تصاویر، یکباره به ذهنتون خطور میکنه و همه ی اشکال و خطوط به سرعت ترسیم میشن. مثلا فردی که جنگ رو با تمام وجودش لمس کرده ممکنه به راحتی نمایشگاهی با موضوع جنگ برپا کنه . یا فردی که مدت طولانی از بیماری های روحی و روانی رنج میبرده ، میتونه به راحتی ، حالات مختلف این افراد رو به تصویر بکشه . 

با این حال ، ممکنه دغدغه هایی از این قبیل پیش بیاد ؛ مثل این که ، چه سمبل هایی برای نشون دادن اون موضوع یا حالت مناسبه ؟ چطور میشه رابطه ی معناداری بین موضوعی که صرفا در ذهن و احساس فرد شکل گرفته ، با خطوط و رنگ ها و ابزار هایی که در عالم نقاشی وجود داره برقرار کرد ؟ 

خطوط و رنگ ها و سمبل هایی که در عالم انتزاع وجود دارند ، جدای از شکل ظاهری و  فیزیکی ، میتونن نماینده ی احساسات خاصی هم باشن. رنگ ها ، غالبا ساده ترین و عمومی ترین عناصر تاثیر گذار هستند. 

به عنوان یک تصویر گر ، شناخت عناصر جزئی برای نشون دادن کلیات یا ایجاد مفاهیم پیچیده و عمیق ، بسیار ضروری و بدیهیه. 

به طور مثال برای تصویر گری های متعدد از پدیده ی افسردگی ، شما ملزم هستید که در ابتدا ، مجموعه ای از رنگ ها ، خطوط و سمبل های مرتبط با این موضوع رو شناسایی کنید . مثل رنگ های آبی و زرد که به ترتیب ، افول و انفعال رو نشون میدن . غالب شدن این رنگ ها، غالبا احساساتی مشابه افسردگی رو منعکس میکنند. در ادامه ، استفاده از خطوط شکسته و منحنی های نا منظم ، میتونه این احساس رو با شدت بیشتری منتقل کنه . 

سمبل ها غالبا توسط نوستالژی ها و جامعه و فرهنگ فرد شکل میگیرند . با این حال ، یک تصویر گر یا نقاش ، قدرت این رو داره که سمبل های جدیدی رو خلق کنه . 

زمانی که گزینش های خودتون رو در رنگ ، خطوط ، بافت و سمبل های ذکر شده ، انجام دادید ، میتونید پروژه ی تصویر گری رو شروع کنید . 

روانشناسی گشتالت به همین ترتیب به پدیده های هنری پرداخته . به عبارتی ، شما مجموعه ای از جزئیات رو مطالعه و بررسی می کنید . درک شما بسیار متفاوت از شخصیه که صرفا ، نقاشی هایی در مورد افسردگی رو مشاهده میکنه . 

در بیشتر موارد، مخاطب شما جزئیات رو درک نمیکنه؛ تنها هدف اصلی و نهایی شماست که به چشم مخاطب میرسه. 

/ 0 نظر / 12 بازدید