آدمهای الهام بخش

چند سال پیش که به اینترنت اومدم، اطلاعات جدید ذهنم رو برای محک زدن سبکای مختلف و کشیدن طرحای جدید باز کرد. آدم های جدیدی رو میدیدم که سال ها با فرهنگ و اتمسفری که من توش بزرگ شدم فاصله داشتن و هدفای کاملا متفاوتی رو دنبال میکردن. دیدن این آدم ها دیدگاهم نسبت به زندگی رو عوض کرد. ارائه ی کار ها اوایل برام با وسواس زیاد بود. با این که دوستای محدودی کارهام رو میدیدن . محیط اینستا یا فروم هایی که عضویت داشتم برام هنوز تازه و عجیب بود. کم کم نقاشای حرف ای رو دیدم که کارهاشون رو با سیستم با متفاوت و هدفای متفاوتی اشتراک میذاشتن. نحوه ی فریم گرفتنشون، کار کردنشون خیلی فرق داشت. من هیچ وقت به نقاشی به عنوان شغل یا سرگرمی هرروزه نگاه نمیکردم. چون همیشه حس میکردم برای این زاییده شدم که برم درس بخونم و کار کنم و پول دربیارم و توی جامعه باشم. ولی زندگی نقاشا برام جذاب تر شد. سعی کردم مثل اونا بدون وسواس از رنگ استفاده کنم. به جای ترسیدن از بقیه، سعی کنم زیبا ترین حالت از طرحم رو ارائه بدم و منتظر واکنششون بمونم.
این بین هر از گاهی ذهنم درگیر این موضوع بود که داشتن مخاطب و تلاش برای پیداکردن مخاطب، چقدر مهمه.
متوجه شدم که هر نقاشی به روش خاص خودش کار میکنه. حتی بستگی به سبک طرف داره. مثلا خیلی از آبرنگ کارا، بیشتر صرف تفنن فعالیت دارن. افرادی که کار های رئال و پرتره های رنگ روغن میکشن هم بیشتر سفارشی کار میکنن.
متوجه شدم فعالیت نقاشای ایرانی و جوشون خیلی با نقاشای کشورای دیگه فرق داره. سعی کردم زبان بخونم و با بعضی هاشون ارتباط بگیرم.
من هنوز درباره ی نحوه ی فعالیتم زیاد مطمئن نیستم . چون نه سبک مشخصی دارم نه سیاست خاصی دارم و نه از متریال یکسانی استفاده میکنم. ولی چیزی که الان درباره اش مطمئن هستم اینه که افرادی هستن که نظر اون ها به واسطه ی طرز فکر نزدیکی که با من دارن برام مهمه. ممکنه باهاشون زیاد صحبت نکنم، اما وقتی واکنششون رو نسبت به طرح ها میبینم متوجه میشم که اون بعد از شخصیتم که با اون فرد یکسانه چقدر قوی یا ضعیف عمل کرده. اون ها باعث میشن که توی ژست نرم و روحیه ی واقعیم رو فراموش نکنم. برای تخلیه ی روحی خودم نقاشی بکشم.
/ 4 نظر / 36 بازدید
m-u-m

خوبه که برا خوشایند خودت نقاشی میکنی. ادامه بده.