............

حقیقت اینه که به مرور آدمی اینقدر درگیر روزمرگی و وظیفه های بیخود میشه و برای خودش کار میتراشه که یادش میره وقتی برای کارای مورد علاقه و ماجراجویی هاش بذاره . 

مدام چشمش به تعطیلات و اوقات بیکاریه ولی اون زمان اینقدر خسته و دلسرد شده که همه ی کنجکاویهاشو فراموش میکنه . 

به نظرم یه جا باید همه ی دروغ روزمره رو فراموش کرد و بدون فکر کردن به این که چقدر از کارا عقب افتاده به ماجراجویی مشغول شد . این موضوع به مرور قدرت فکر و عمل آدمو بالا میبره و وظایف روزمره رو ساده تر جلوه میده . 

ذهن گسترش پیدا میکنه و ذهن آدم از میزان درآمد یا بازدهش ، به ایده ها و آرزو هاش متمرکز میشه . 

/ 0 نظر / 23 بازدید