...............

دیشب خواب دیدم که مجله ی هنر سایت ردیت رو مطالعه میکنم . البته اصلا فکر نکنم این سایت نسخه ی چاپی داشته باشه . میخواستم اخبار و نقاشی های برتر ماه رو بخونم و ببینم و منتشر کنم . 

چند صفحه ی اول از جنس گلاسه بود و توی این صفحه ها ، بهترین و ابتکاری ترین نقاشی های جدید نقاشای مختلف چاپ میشد . 

یه نقاشی که از یه نقاش مونث بود توجهم رو جلب کرد . اون سعی کرده بود آناتومی دست زن و مرد رو مخلوط کنه . در واقع یک دست بکشه که نشه با اطمینان جنسیتش رو مشخص کرد . این دست ، انگشتری داشت که نشون دهنده ی تاهل شخص بود . 

خوده نقاش هم اسمشو گذاشته بود نکاح! 

این نقاشی از نظر منتقدای واقعی و به اصطلاح همون داور ها ، برگزیده شده بود . اما مردم عادی و نقاشای معمولی انتقاد کرده بودن که این نقاشی نتونسته حق مطلب رو برسونه و نمیتونه به عنوان همچین سمبلی معرفی شه ، چون دست ، بیشتر از مشخصات مذکر پیروی میکنه و چندان به دست یک زن شباهت نداره . 

چیزی که مردم درباره ی اون نقاشی نمیدونستن فقط این بود که اون سمبل کاملا تحقیر آمیز بود . برداشت اونا این بود که این نقاشی یه سمبل فاخر و با شکوه از عشق ، احساس تعهد و ازدواجه . 

ولی اون نقاش سعی داشت با اون نقاشی حس منفیش نسبت به این مساله رو نشون بده . حسی رنجور ، آسیب دیده و ناامید از تعهد و وفاداری . 

/ 0 نظر / 33 بازدید