............

 رابطه ی فلسفیدن و نقاشی 

بخش اول | تجسم فضایی

تجسم فضایی مبحثیه که به روانشناسی راه پیدا میکنه . ولی کاریه که هر نقاش، کمابیش انجام میده . نگاهیه که باید داشته باشه و با تقویت کردنش میتونه قدرت نقاشیش رو بهبود بده . 

تجسم فضایی، قدرت تصور فرد از اجسام سه بعدیه . البته این توضیح کاملی نیست اما زمانی که توی عالم نقاشی از تجسم فضایی حرف میزنیم ، منظور اینه که نگاه نقاش به "جسم سه بعدی" به چه شکل هست؟ 

آزمون هایی طراحی شدن که نشون میدن ، تجسم فضایی در هر فردفرد؛ به چه میزانه . در تست های ای کیو "EQ" ، یکی از توانایی های ذهنی که ارزیابی میشه ، تجسم فضاییه . 

زمانی که شما یک جسم سه بعدی رو می بینید ، چه مقدار از اون حالت سه بعدی رو درک می کنید؟ در هر حال شما در نهایت یک تصویر دو بعدی رو با چشماتون دریافت می کنید . اگر بتونید توی ذهنتون ابعاد سه بعدی جسم رو کاملا درک کنید ، اون وقت می تونید یک نقاشی کامل از اون جسم بکشید . 

مبحث ترکیب بندی در نقاشی که جزء مباحث اولیه است ، دقیقا به همین توانایی اشاره داره . در واقع شما نمی تونید یک مکعب رو به طور معقولی رسم کنید ، مگر این که بتونید ابعاد سه بعدی اون مکعب رو تجسم کنید . 

افرادی که ذاتا اهل فلسفیدن و فهمیدن دلیل کنش ها هستن ، غالبا با تئوری ها کنار نمیان ، مگر این که دلیل هر کنش رو کاملا درک کنن. 

زمانی هست که شما فقط سعی دارید یک نقاش خوب باشید و مورد تایید قرار بگیرید . طرحی رو ارائه بدید که جلب توجه کنه یا توسط استاد یا مخاطبتون ، تمجید بشه. در این حالت شاید برای شما اهمیت نداشته باشه که دلیل تمرین های طولانی مدت و کسل کننده چیه . نیروی محرک شما می تونه پول ، شهرت و تشویق شدن توسط اساتید باشه . 

اما فلسفیدن ، فرد رو ترغیب می کنه که وارد راهی بی پایان و ماجراجویانه بشه . هنر برای این فرد، صرفا یک تجارت یا پروژه ی کلاسی نیست . 

این رویه ی نقاشان بزرگ و پیشگام ، برای ایجاد سبک ها و فنون جدید ، بوده و هست. تا زمانی که فلسفیدن رخ نده ، همه ی تئوری ها ، صرفا در حال کپی شدن و منتقل شدن هستن . بدون این که تغییر یا پیشرفتی رخ بده . 

یاد گرفتن روش های هنری با تکرار تئوری ها ، و خو گرفتن با هنر ، حقیقتا با فلسفیدن گره خورده . 

/ 0 نظر / 25 بازدید